معرفی وبلاگ
آرزوی خوبی حقایقی جالب و افسانه و نـگاهی به آینـده نـزدیک
صفحه ها
دسته
salllllllllllllam2
salllllllllllllam
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 159950
تعداد نوشته ها : 113
تعداد نظرات : 14
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

گناهي كه شيطان را هم ناراحت مي كند!

 

1 Gonah haye BozorgWwW.KamYab.Ir  گناهي كه شيطان را هم ناراحت مي كند!

 

به گزارش گروه خبر نيك صالحي تهمت و بهتان به اندازه اى زشت و زننده است كه حتى شيطان هم از انجام دهنده آن دو بيزارى مى جويد. شيطان از رفتارهاى زشت و اعمال خلاف استقبال مى كند؛ ولى برخى از رفتارهاى ناروا آن قدر زشت و پليدند كه شيطان هم آن ها را تاءييد نمى كند. يكى از اين اعمال ، نابود كردن وجهه افراد در جامعه ، و ريختن آبروى آن ها به وسيله بهتان يا نعمت است .
تهمت آثار شومى هم براى تهمت زننده و هم براى تهمت زده شده به بار مى آورد كه مى توان آن ها را در دو عنوان ذيل جاى داد:
۱ – پيامد تهمت بر بعد معنوى انسان
در روايتى از امام جعفر صادق (عليه السلام ) در اين باره آمده است :
اذا اتهم المۆ من اخاه انماث الايمان من قلبه كما ينماث الملح فى الماء(۱).
آن گاه كه مۆ من به برادر مۆ منش تهمت زند، ايمان در دل او ذوب مى شود؛ همان گونه كه نمك در آب ذوب مى شود.
همان طور كه از اين روايت بر مى آيد، تهمت موجب از بين رفتن ايمان مۆ من مى شود.
در توضيح اين مطلب بايد گفت كه بسيارى از اعمال انسان بر ايمان او تاثير مى گذارد. همچنين درباره اين اعمال ، دو حالت “انجام ” و “ترك” وجود دارد كه هر دو حالت ، در بعد ايمانى او موثر است . ترك واجبات از سويى و انجام گناهان از سوى ديگر، ايمان انسان را ضعيف مى كند. “ترك واجب”و “انجام حرام ” را مى توان دو گونه از كفر عملى به شمار آورد كه “انجام حرام ” شامل “تهمت ” هم مى شود و ضعف و نابودى ايمان را در پى دارد.
۲ – پيامد تهمت بر روابط انسانى
تهمت مايه نابودى حريم برادرى و روابط انسانى ميان افراد جامعه بشرى است و جو عدم اعتماد و ترس از اطمينان را فراهم مى سازد:
امام جعفر صادق (عليه السلام ) فرمود:
من اتهم اخاه فى دينه فلا حرمه بينهما(۲).
كسى كه برادر دينى اش را متهم كند [= به او تهمت بزند]، بينشان حرمتى وجود ندارد.
دين مبين اسلام ، آبرو و حرمت مۆ من را بزرگ تر از كعبه و حتى قرآن دانسته است و با آگاهى از چنين ارزشى ، هيچ كس نبايد به خود اجازه دهد به حريم آبروى ديگران تجاوز كند
منظور از كلمه “فى دينه ” در جمله من اتهم اخاه فى دينه چه تهمت زدن به”برادر ايمانى” باشد، به اين صورت كه كلمه “فى دينه”را صفتى براى كلمه “اخاه” بدانيم و چه متهم كردن او در امور دينى باشد، تفاوتى در ثمره زشت تهمت پديد نمى آيد؛ چرا كه دين الاهى مانند ريسمانى است كه همه به آن چنگ مى زنند و در اثر توسل به آن با هم رابطه برادرى ايمانى برقرار مى كنند كه اين پيوند از پيوند نسبى و سببى بسيار محكم تر است . با تهمت زدن به برادر يا خواهر دينى ، اين رابطه محكم قطع مى شود.
انسان عاقل و متدينى كه به مبدا و معاد اعتقاد دارد، هيچ گاه به ديگرى تهمت نمى زند. حتى اگر انسانى دين نداشته باشد، سرشت انسانى اش به او اجازه اين كار را نمى دهد، مگر آن كه از فطرت پاك انسانى به خوى حيوانى گرويده باشد.
با بررسى اين مساءله در جامعه ، مشاهده مى شود كه افرادى براى رسيدن به اهدافى شيطانى مى كوشند ديگران را مورد “تهمت” و “بهتان”قرار دهند؛ ولى در نهايت امر، به ذلت و بيچارگى كشيده خواهند شد.
موضع ابليس در برابر تهمت و بهتان
تهمت و بهتان به اندازه اى زشت و زننده است كه حتى شيطان هم از انجام دهنده آن دو بيزارى مى جويد. شيطان از رفتارهاى زشت و اعمال خلاف استقبال مى كند؛ ولى برخى از رفتارهاى ناروا آن قدر زشت و پليدند كه شيطان هم آن ها را تاءييد نمى كند. يكى از اين اعمال ، نابود كردن وجهه افراد در جامعه ، و ريختن آبروى آن ها به وسيله بهتان يا نعمت است .
امام جعفر صادق (عليه السلام ) در اين زمينه مى فرمايد:
من روى على مۆ من روايه يريد بها شينه و هدم مروءته ليسقط من اعين الناس اخرجه الله من ولايته الى ولايه الشيطان ، فلا يقبله الشيطان (۳).
اگر كسى سخنى را بر ضد مۆ منى نقل كند و قصدش از آن ، زشت كردن چهره او و از بين بردن وجهه اجتماعى اش باشد و بخواهد او را از چشم مردم بيندازد، خداوند او را از محور دوستى خود خارج مى كند و تحت سرپرستى شيطان قرار مى دهد؛ (ولى) شيطان هم او را نمى پذيرد.
انسان عاقل و متدينى كه به مبدا و معاد اعتقاد دارد، هيچ گاه به ديگرى تهمت نمى زند. حتى اگر انسانى دين نداشته باشد، سرشت انسانى اش به او اجازه اين كار را نمى دهد، مگر آن كه از فطرت پاك انسانى به خوى حيوانى گرويده باشد
راه هاى درمان تهمت
پاك ساختن زبان از آفت تهمت ، با كوششى مداوم ميسر خواهد بود.
درمان اين بيمارى را بايد با انديشه و دقت در پيامدهاى زشت و نازيباى آن آغاز كرد؛ سپس به يادآورى مستمر آن ها پرداخت كه : «فان الذكرى تنفع المومنين» (۴)
يادآورى پيامدهاى تهمت ، تنفر و انزجار قلبى انسان از اين رفتار زشت و پليد را در پى خواهد داشت و بديهى است كه تمام حركات درونى و برونى انسان ، بر پايه “دوست داشتن ” و “نفرت ورزيدن” انجام مى گيرد؛ از اين رو مى بايد در صدد ايجاد و تقويت حالت انزجار از تهمت بر آمد تا بتوان به سوى ترك آن گام برداشت . همچنين بايد به ارزش و عظمت آبروى ديگران انديشيد تا به سادگى به سمت تخريب آن گام برداشت .
دين مبين اسلام ، آبرو و حرمت مۆ من را بزرگ تر از كعبه و حتى قرآن (۵) دانسته است و با آگاهى از چنين ارزشى ، هيچ كس نبايد به خود اجازه دهد به حريم آبروى ديگران تجاوز كند. تقويت حسن ظن و حمل رفتار ديگران بر وجه نيكو، راه ديگرى براى درمان اين بيمارى نابود كننده است .

دسته ها :
دوشنبه پانزدهم 2 1393 4:9 صبح

راهكارهاي قرآن براي كنترل ميل جنسي

1 RAHHAYE GHORAN bARAye kontorolWwW.KamYab.Ir  راهكارهاي قرآن براي كنترل ميل جنسي

 

از نظر قرآن چگونه مي‌توان غريزه جنسي را مهار كرد يا در حدّ اعتدال درآورد؟
پاسخ :

خداوند متعال در قرآن كريم راه‌هاي متعددي را جهت كنترل و مهار غريزه جنسي معرفي نموده است؛ كه بعضي از مهمترين آن‌ها عبارتند از: «ازدواج»، «چشم پوشي»، «عفت ورزي» و «روزه‌داري»
الف. ازدواج
قرآن كريم مي‌فرمايد: «وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِي ذلِكَ لآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ؛[۱] و از نشانه‌هاي او اين كه همسراني از جنس خودتان براي شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد، و در ميانتان مودّت و رحمت قرار داد؛ در اين نشانه‌هايي است براي گروهي كه تفكر مي‌كنند».
همانگونه كه از اين آيه نمايان است، ازدواج و گزينش همسر سبب آرامش و تسكين خاطر انسان مي‌شود. بوسيله ازدواج غريزة جنسي انسان تعديل و مهار مي‌شود و با تأمين نياز جنسي او، آرامش و آسايش خاصّي برايش حاصل مي‌گردد. بنابراين، طبيعي‌ترين و اصلي‌ترين راه تأمين و مهار غريزة جنسي، ازدواج است؛ به طوري كه هر فردي كه به سنّ بلوغ مي‌رسد نيازمند به ازدواج است و تنها با ازدواج است كه به طور كامل و صحيح فشار غريزة جنسي كاهش يافته و تعديل مي‌شود.
بحث روايي
پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) مي فرمايد: « من تزوج فقد احرز نصف دينه، فليتق الله في النصف الباقي؛[۲] هر كس ازدواج كند همانا كه نصف دينش را حفظ كرده است»، پس بايد با تقواي الهي و پرهيزگاري نصف ديگرش را حفظ كند. از اين كلام رسول مكرم اسلام (صلي الله عليه و آله) معلوم مي‌شود كه ازدواج كمك بسيار بزرگي است در حفظ و تعديل غريزه جنسي؛ هم‌چنين ازدواج مانع فحشاء و منكرات است؛ از اين رو، انسان نبايد بي جهت و بدون دليل موجّه ازدواج را به تأخير اندازد و خود را از اين حلال مفيد و چاره‌ساز محروم سازد. «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَيِّباتِ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ …؛[۳] اي گروه مۆمنان، آن‌چه را كه خداوند براي شما حلال نموده است، برخود تحريم نكنيد»
ب. حفظ نگاه و غضّ بصر « قُلْ لِلْمُۆْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكي لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما يَصْنَعُونَ
وَ قُلْ لِلْمُۆْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ…؛[۴] به مۆمنان بگو چشمهاي خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گيرند، و عفاف خود را حفظ كنند؛ اين براي آنان پاكيزه‌تر است؛ خداوند از آن‌چه انجام مي‌دهند آگاه است. و به زنان با ايمان بگو چشمهاي خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گيرند و دامان خويش را حفظ كنند….» پس از ارائه مۆثرترين راه و طبيعي‌ترين روش در ارضاي غريزه جنسي يعني ازدواج، به بيان طريق دوم يعني «چشم پوشي» مي‌پردازيم.
تجربه نشان داده است كه چشم پوشي از نامحرمان و دوري كردن از نظر بازي و چشم چراني براي همه كس و در هر شرايطي لازم و ضروري است؛ خواه انسان جوان باشد خواهد پير و مسن، متأهل باشد يا مجرد. شخصي كه مجرد است و هنوز ازدواج نكرده است، در فشار روحي و جسمي به سر مي‌برد. او نياز به آرامش روحي رواني دارد نه تحريك و تهييج . نظربازي و چشم چراني، غريزه شهوت او را بيدار و تحريك كرده و او را در فشار قرار مي‌دهد؛ اين در حالي است كه او اكنون دسترسي به ارضاي غريزه جنسي خود ندارد؛ حال اگر از راه‌هاي غير شرعي و غيرقانوني اطفاي شهوت كند، به گناه و فساد كشيده مي‌شود و عواقب سوء آن دامنگيرش مي‌شود و اگر از انجام عمل خلاف شرع و اخلاق خودداري كند، اگرچه گناه نكرده است اما فشار غريزه جنسي جسم و جان او را آزرده و افسرده مي‌سازد، پس بسيار مناسب است كه از چشم چراني پرهيز نمايد تا عواقب سوء آن دامن‌گيرش نشود.
اسارت در دام شهوت
نظربازي و چشم چراني، براي شخص متأهل نيز عواقب سوء بسياري در پي دارد. شخص متأهلي كه در كوچه و بازار و محل كار به نامحرمان نگاه هوس آلود مي‌كند، كم كم به آنان دلبسته مي‌شود و نسبت به همسر خويش كم مهر و محبت مي‌گردد.و اين به نوبه خود باعث اختلاف و درگيري در منزل شده و نظام خانواده را از هم متلاشي مي‌سازد و…. از آن‌چه گذشت روشن شد كه حفظ چشم و نگاه براي همه كس لازم و يكي از راه‌هاي كنترل غريزه جنسي است.
شاهدي از روايات
در صدر بحث به دو آيه از قرآن كريم در اين رابطه اشاره كرديم و اكنون به كلامي از امام صادق (عليه السلام) استناد مي‌كنيم .
قال الصادق (عليه السلام) : «النظر سهم من سهام الشيطان…؛[۵]
«نگاه كردن (به نامحرم) يكي از تيرهاي زهرآگين تركش ابليس است» و چه بسا كه يك نگاه سبب حسرت و ندامت طولاني شود.» در اين رابطه به كتاب «چشم و نگاه» نوشته آقاي حسين حقجو مراجعه نماييد.
ج ـ عفاف و حفظ نفس
از كتب لغت استفاده مي‌شود كه «عفاف» به معني «خودداري»‌و حفظ نفس از تمايلات و شهوات نفساني است. «عفّت» به معني پديد آمدن حالتي در نفس است كه آدمي را از غلبه شهوت باز مي‌دارد و عفيف به كسي گفته مي‌شود كه داراي اين وصف و حالت باشد.[۶]
در قرآن كريم آيات متعددي در اين رابطه موجود است كه به برخي از آن‌ها اشاره مي‌كنيم:
خداوند متعال در قرآن كريم مي‌فرمايد: « وَ لْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لا يَجِدُونَ نِكاحاً حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ…؛[۷] «و كساني كه امكاني براي ازدواج نمي‌يابند، بايد پاكدامني پيشه كنند تا خداوند از فضلِ خود آنان را بي‌نياز گرداند….».
از اين آيه معلوم مي‌شود كه قدم اول و راه اصلي در كنترل غريزه جنسي ازدواج است؛ اما از آن‌جا كه همه افراد امكان ازدواج كردن را ندارند مي‌بايست تقوا و عفاف به خرج دهند و از گناه و آلودگي بپرهيزند؛ تا آن‌گاه كه امكان ازدواج بيابند. در آيات ديگري، آنان را كه دامن خويش آلوده نمي‌سازند را تشويق كرده و گرامي مي‌دارد: «…. وَالحافِظينَ فُرُوجَهُم وَالْحافِظات…»[۸]؛ « قُلْ لِلْمُۆْمِنِينَ… وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ … و قل للمۆمنات … و يحفظن فروجهن…؛[۹] و آنان كه دامان خود را (از آلوده شدن به بي عفّتي) حفظ مي‌كنند.» در اين آيه، سخن از صفات برجسته مۆمنان است و ضمن بيان بخش مهمي از صفات مۆمنان، پاكدامني و عفت را يكي از خصلت‌هاي برجسته‌ي آن‌ها مي‌شمرد.
د ـ روزه
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ؛[۱۰]اي گروه مۆمنان! روزه بر شما نوشته شد همانگونه كه بر پيشينيان شما واجب شد، تا پرهيزگارشوند.»
پي نوشت ها :
[۱] . روم/ ۲۱٫
[۲] . الحسن بن الفضل الطبرسي، مكارم الاخلاق، مۆسسه نشر اسلامي، نوبت اول، ربيع الموعود، ۱۴۱۴، ج۱، ص ۴۲۹، ش ۱۴۵۵٫
[۳] . مائده/ ۸۷٫
[۴] . نور/ ۳۰ و ۳۱٫
[۵] . محمد بن علي بن بابويه، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، مترجم: غفاري، ص ۳۲٫
[۶] . راغب اصفهاني، ‌مفردات الفاظ القرآن، دارالكتاب العربي، ص ۳۵۱؛ و مصطفوي، حسن، التحقيق في كلمات القرآن الكريم، تهران، وزارت ارشاد، چاپ اول، ۱۳۶۸ ش، جلد ۸٫
[۷] . نور/ ۳۳٫
[۸] . احزاب/ ۳۵٫
[۹] . نور/ ۳۱ و ۳۰٫
[۱۰] . بقره/ ۱۸۳٫

 

دسته ها :
دوشنبه پانزدهم 2 1393 4:7 صبح
X