معرفی وبلاگ
آرزوی خوبی حقایقی جالب و افسانه و نـگاهی به آینـده نـزدیک
صفحه ها
دسته
salllllllllllllam2
salllllllllllllam
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 159979
تعداد نوشته ها : 113
تعداد نظرات : 14
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

گفتم: خسته‌ام.

گفتي: لاتقنطوا من رحمة الله
.:: از رحمت خدا نا اميد نشيد (زمر/53) ::.

گفتم: هيشكي نمي‌دونه تو دلم چي مي‌گذره.

گفتي: ان الله يحول بين المرء و قلبه
.:: خدا حائل هست بين انسان و قلبش! (انفال/24) ::.


گفتم: غير از تو كسي رو ندارم.

گفتي: نحن اقرب اليه من حبل الوريد

.:: ما از رگ گردن به انسان نزديك‌تريم (ق/16) ::.

گفتم: ولي انگار اصلا منو فراموش كردي!

گفتي: فاذكروني اذكركم 

.:: منو ياد كنيد تا ياد شما باشم (بقره/152) ::.

گفتم: تا كي بايد صبر كرد؟

گفتي: و ما يدريك لعل الساعة تكون قريبا

.:: تو چه مي‌دوني! شايد موعدش نزديك باشه (احزاب/63) ::.

گفتم: تو بزرگي و نزديكت براي منِ كوچيك خيلي دوره! تا اون موقع چيكار كنم؟

گفتي: واتبع ما يوحي اليك واصبر حتي يحكم الل

.:: كارايي كه بهت گفتم انجام بده و صبر كن تا خدا خودش حكم كنه (يونس/109) ::.

گفتم: خيلي خونسردي! تو خدايي و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم كوچيك... يه اشاره‌ كني تمومه!

گفتي: عسي ان تحبوا شيئا و هو شر لكم

.:: شايد چيزي كه تو دوست داري، به صلاحت نباشه (بقره/216) ::.

گفتم: انا عبدك الضعيف الذليل... اصلا چطور دلت مياد؟

گفتي: ان الله بالناس لرئوف رحيم

.:: خدا نسبت به همه‌ي مردم - نسبت به همه - مهربونه (بقره/143) ::.

گفتم: دلم گرفته.

گفتي: بفضل الله و برحمته فبذلك فليفرحوا 

.:: (مردم به چي دلخوش كردن؟!) بايد به فضل و رحمت خدا شاد باشن (يونس/58) ::.

گفتم: اصلا بي‌خيال! توكلت علي الله.

گفتي: ان الله يحب المتوكلين

.:: خدا اونايي رو كه توكل مي‌كنن دوست داره (آل عمران/159) ::.

گفتم: خيلي چاكريم!

ولي اين بار، انگار گفتي: حواست رو خوب جمع كن! يادت باشه كه:
و من الناس من يعبد الله علي حرف فان اصابه خير اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علي وجهه خسر الدنيا و الآخره

.:: بعضي از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت مي‌كنن. اگه خيري بهشون برسه، امن و آرامش پيدا مي‌كنن و اگه بلايي سرشون بياد تا امتحان شن، رو گردون ميشن. خودشون تو دنيا و آخرت ضرر مي‌كنن (حج/11) ::.

گفتم: چقدر احساس تنهايي مي‌كنم.

گفتي: فاني قريب 

.:: من كه نزديكم (بقره/186) ::.

گفتم: تو هميشه نزديكي؛ من دورم... كاش مي‌شد بهت نزديك شم.

گفتي: و اذكر ربك في نفسك تضرعا و خيفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال

.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پيش خودت، با خوف و تضرع، و با صداي آهسته ياد كن (اعراف/205) ::.

گفتم: اين هم توفيق مي‌خواهد!

گفتي: ألا تحبون ان يغفرالله لكم 

.:: دوست نداريد خدا ببخشدتون؟! (نور/22) ::.

گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشي.

گفتي: و استغفروا ربكم ثم توبوا اليه 

.:: پس از خدا بخوايد ببخشدتون و بعد توبه كنيد (هود/90) ::.

گفتم: با اين همه گناه... آخه چيكار مي‌تونم بكنم؟

گفتي: الم يعلموا ان الله هو يقبل التوبة عن عباده 

.:: مگه نمي‌دونيد خداست كه توبه رو از بنده‌هاش قبول مي‌كنه؟! (توبه/104) ::.

گفتم: ديگه روي توبه ندارم.

گفتي: الله العزيز العليم غافر الذنب و قابل التوب

.:: (ولي) خدا عزيزه و دانا، او آمرزنده‌ي گناه هست و پذيرنده‌ي توبه (غافر/2-3) ::.

گفتم: با اين همه گناه، براي كدوم گناهم توبه كنم؟

گفتي: ان الله يغفر الذنوب جميعا

.:: خدا همه‌ي گناه‌ها رو مي‌بخشه (زمر/53) ::.

گفتم: يعني بازم بيام؟ بازم منو مي‌بخشي؟

گفتي: و من يغفر الذنوب الا الله

.:: به جز خدا كيه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/135) ::.

گفتم: نمي‌دونم چرا هميشه در مقابل اين كلامت كم ميارم! آتيشم مي‌زنه؛ ذوبم مي‌كنه؛ عاشق مي‌شم! ... توبه مي‌كنم: يا غافر الذنب، اغفر ذنوبي جميعا

گفتي: ان الله يحب التوابين و يحب المتطهرين

.:: خدا هم توبه‌كننده‌ها و هم اونايي كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/222) ::.

ناخواسته گفتم: الهي و ربي من لي غيرك

گفتي: اليس الله بكاف عبده 

.:: خدا براي بنده‌اش كافي نيست؟ (زمر/36) ::.

گفتم: در برابر اين همه مهربونيت چيكار مي‌تونم بكنم؟ 

گفتي: يا ايها الذين آمنوا اذكروا الله ذكرا كثيرا و سبحوه بكرة و اصيلا هو الذي يصلي عليكم و ملائكته ليخرجكم من الظلمت الي النور و كان بالمؤمنين رحيما

.:: اي مؤمنين! خدا رو زياد ياد كنيد و صبح و شب تسبيحش كنيد. او كسي هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت مي‌فرستن تا شما رو از تاريكي‌ها به سوي روشنايي بيرون بيارن. خدا نسبت به مؤمنين مهربونه (احزاب/42-43) 

دسته ها :
پنج شنبه بیست و ششم 5 1391 1:46 بعد از ظهر

هشـت اصـل براي يك زنـدگي عـالي


1. صبح ها كه از خواب بيدار مي شويد، دستگاه عيب سنج و ايرادگير وجودتان را از كار بيندازيد. قول مي دهم؛ خورشيد درخشان تر، پرنده ها خوش آوازتر، مردم مهربان تر و حتي كسب و كارتان پربركت تر خواهد شد. 

2. در معادلات زندگي هيچ گاه از علامت منفي استفاده نكنيد، به خاطر داشته باشيد كه تفكر منفي از آن چنان قدرتي برخوردار است كه مي تواند با قرار گرفتن در پشت يك معادله بزرگ زندگي، همه علامت هاي مثبت آن را تغيير داده و مانند خود منفي بسازد. 

3. هيچ گاه در گره زدن طناب پاره شده دوستي تعلل به خرج ندهيد، گاهي اوقات غرور بيجا سبب مي شود كه حتي همسران خوب توجهي به گسستگي ريسمان بين خود ننمايند. مطمئن باشيد گره زدن به خاطر كمتر نمودن طول طناب، نزديكي را بيشتر مي كند. 

4. آنتن هاي ذهن تان را تنها به سوي ايستگاه هايي تنظيم كنيد كه شبانه روز امواج مثبت پخش مي كند، كاري كنيد كه كاركنان ايستگاه هاي منفي از شدت بيكاري اخراج شوند. 

5. دلتان را تبديل به اقيانوسي آرام نماييد نه يك مرداب ناچيز. فكر نمي كنيد حتي تصور اقيانوس هم احساسي از عظمت و پهناوري را در دل ايجاد كند؟ آنها كه دل هايشان مرداب است با كوچك ترين حادثه اي به تلاطم مي افتد، برعكس كساني كه شديدترين گرداب ها و جريان هاي حوادث هم آرامش شان را بر هم نخواهد زد. 

6. سعي كنيد قلبي مقاوم داشته باشيد، قلبي كه مقابل گرم و سرد حوادث و ضربه هاي عاطفي همچون ظروف چيني با اندك ضربه اي خرد نشود. 

7. تجربه هاي تلخ و شيرين زندگي را مانند يك درس فهميدني بدانيد و نه حفظ كردني، چرا كه مطالب حفظ شده پس از مدت زماني در ذهن پاك مي شوند. 

8. همواره مصمم باشيد تا با استفاده از جلا دهنده هايي همچون دعا و نيايش روح و روانتان را پاكي و طراوت بخشيد.

دسته ها :
پنج شنبه بیست و ششم 5 1391 12:47 صبح

با من يك قهوه ميخوري؟

 




پروفسور فلسفه با بسته سنگيني وارد كلاس درس فلسفه شد و بار سنگين خود را روبروي دانشجويان خود روي ميز گذاشت.
وقتي كلاس شروع شد، بدون هيچ كلمه اي، يك شيشه بسيار بزرگ از داخل بسته برداشت و شروع به پر كردن آن با چند توپ گلف كرد.
سپس از شاگردان خود پرسيد كه، آيا اين ظرف پر است؟
و همه دانشجويان موافقت كردند.
سپس پروفسور ظرفي از سنگريزه برداشت و آنها رو به داخل شيشه ريخت و شيشه رو به آرامي تكان داد. سنگريزه ها در بين مناطق باز بين توپ هاي گلف قرار گرفتند؛ سپس دوباره از دانشجويان پرسيد كه آيا ظرف پر است؟ و باز همگي موافقت كردند.
بعد دوباره پروفسور ظرفي از ماسه را برداشت و داخل شيشه ريخت؛ و خوب البته، ماسه ها همه جاهاي خالي رو پر كردند. او يكبار ديگرپرسيد كه آيا ظرف پر است و دانشجويان يكصدا گفتند: "بله".
بعد پروفسور دو فنجان پر از قهوه از زير ميز برداشت و روي همه محتويات داخل شيشه خالي كرد. "در حقيقت دارم جاهاي خالي بين ماسه ها رو پر مي كنم!" همه دانشجويان خنديدند.
در حالي كه صداي خنده فرو مي نشست، پروفسور گفت: " حالا من مي خوام كه متوجه اين مطلب بشين كه اين شيشه نمايي از زندگي شماست، توپهاي گلف مهمترين چيزها در زندگي شما هستند – خدايتان، خانواده تان، فرزندانتان، سلامتيتان ، دوستانتان و مهمترين علايقتان- چيزهايي كه اگر همه چيزهاي ديگر از بين بروند ولي اينها باقي بمانند، باز زندگيتان پاي برجا خواهد بود.
اما سنگريزه ها ساير چيزهاي قابل اهميت هستند مثل تحصيتان، كارتان، خانه تان و ماشينتان. ماسه ها هم ساير چيزها هستند- مسايل خيلي ساده."
پروفسور ادامه داد: "اگر اول ماسه ها رو در ظرف قرار بديد، ديگر جايي براي سنگريزه ها و توپهاي گلف باقي نمي مونه، درست عين زندگيتان. اگر شما همه زمان و انرژيتان را روي چيزهاي ساده و پيش پا افتاده صرف كنين، ديگر جايي و زماني براي مسايلي كه برايتان اهميت داره باقي نمي مونه. به چيزهايي كه براي شاد بودنتان اهميت داره توجه زيادي كنين، با فرزندانتان بازي كنين، زماني رو براي چك آپ پزشكي بذارين. با دوستان و اطرافيانتان به بيرون برويد و با اونها خوش بگذرونين.
هميشه زمان براي تميز كردن خانه و تعمير خرابيها هست. هميشه در دسترس باشين.
.....
اول مواظب توپ هاي گلف باشين، چيزهايي كه واقعاً برايتان اهميت دارند، موارد داراي اهميت رو مشخص كنين. بقيه چيزها همون ماسه ها هستند."
يكي از دانشجويان دستش را بلند كرد و پرسيد: پس دو فنجان قهوه چه معني داشتند؟
پروفسور لبخند زد و گفت: " خوشحالم كه پرسيدي. اين فقط براي اين بود كه به شما نشون بدم كه مهم نيست كه زندگيتان چقدر شلوغ و پر مشغله ست، هميشه در زندگي شلوغ هم ، جائي براي صرف دو فنجان قهوه با يك دوست هست! "
حالا با من يك قهوه ميخوري؟؟

دسته ها :
سه شنبه بیست و چهارم 5 1391 1:56 صبح

المپيـك تابستـاني 2012 لنـدن به پايان رسيـد بزرگ‌ترين رويداد ورزشي جهان پس از دو هفته به پايان رسيد. بريتانيا و ايران بدون شك المپيك ۲۰۱۲ لندن را هرگز از ياد نخواهند برد. ميزبان قصد دارد برگزاري موفق بازي‌ها را به سكوي پرشي براي ورزش خود تبديل كند. المپيك ۲۰۱۲ لندن شامگاه يكشنبه (۱۲ آگوست/ ۲۲ مرداد) به خط پايان رسيد. ورزشكاران ايالات متحده در نهايت موفق شدند مصاف شانه به شانه با كاروان ورزشي چين را به سود خود به پايان ببرند. آمريكا با كسب ۱۰۴ نشان (۴۶ طلا، ۲۹ نقره و ۲۹ برنز) در صدر جدول توزيع مدال‌هاي المپيك قرار گرفت و چين با كسب 87 نشان (۳۸ نشان طلا، ۲۷ نقره و ۲۲ برنز) نايب‌قهرمان شد. كاروان ورزشي بريتانيا هم با كسب 65 نشان (۲۹ طلا، 17 نقره و ۱۹ برنز) روي سكوي سوم ايستاد و موفق‌ترين كارنامه ورزشي خود در يكصد سال اخير را ثبت كرد. سي‌امين دوره‌ي المپيك هم مانند هر رويداد ورزشي ديگري شاهد فراز و نشيب‌هاي بسياري بود؛ ركوردهاي جديد ثبت گرديد و برخي از نارسايي‌ها مايه‌ي انتقاد ورزشكاران و تماشاگران شدند. پيش از برگزاري مراسم افتتاحيه نمايش پرچم كره‌ي جنوبي براي كاروان ورزشي كره‌ي شمالي موجب شد ميزبان به‌طور رسمي از هيئت كره‌ي شمالي معذرت‌خواهي كند. چندي بعد هم خاموش‌شدن مشعل المپيك خبرساز شد. برخي هم به پنهان‌بودن مشعل در پس ديوارهاي بلند ورزشگاه محل برگزاري مسابقات انتقاد كردند. برخي از علاقه‌مندان ايراني كشتي و بوكس به "ناداوري‌ها" اعتراض كردند. مربي شمشيربازي تيم زنان كره‌ي جنوبي در اسلحه‌ي اپه هم ساعت مسابقات را مقصر شكست شاگرد خود از حريف آلماني دانست. در اين مسابقات باز هم دست تيم ملي فوتبال برزيل به نشان طلا نرسيد؛ اين تيم مكزيك بود كه در ديداري تماشايي گرده‌ي زردپوشان برزيل را به خاك ماليد و تنها نشان طلاي كاروان ورزشي اين كشور در مسابقات لندن را به چنگ آورد. در لندن يوسين بولت بار ديگر قهرماني دو صد متر، دويست متر و ۴ در صد متر امدادي را جشن گرفت و در سن ۲۵ سالگي ششمين طلاي المپيك را هم به گردن آويخت. مايكل فلپس، شناگر آمريكايي، هم ركورددار كسب مدال در المپيك شد. در روز آخر مسابقات هم دونده‌ي اوگاندايي پس از دو ساعت و هشت دقيقه و يك ثانيه از خط پايان مسابقه دو ماراتون گذشت و با پشت سر گذاشتن رقيب كنيايي، اميد اول قهرماني، دومين طلاي تاريخ المپيك (پس از المپيك ۱۹۷۲ مونيخ) را براي كشورش به ارمغان آورد. بهترين نتيجه كاروان ورزشي ايران در تاريخ المپيك و پايان كار ايران در المپيك 2012 لندن با 12 مدال رقابت‌هاي المپيك تابستاني ۲۰۱۲ لندن بي‌ترديد براي ايرانيان هم مسابقاتي به ياد ماندني خواهند بود. كاروان ورزشي ۵۲ نفره‌ي ايران در نهايت با كسب 12 نشان رنگارنگ (4 طلا، 5 نقره و 3 برنز) در حاليكه جايگاه 17 را در جدول توزيع مدال ها به خود اختصاص داد، موفق‌ترين حضور خود در تاريخ المپيك را جشن گرفت. در كاروان ورزشي ايران اعزامي به المپيك 2012 لندن، حميد سوريان، اميد نوروزي، قاسم رضايي و بهداد سليمي مدال طلا گرفتند؛ سجاد انوشيرواني، نواب نصيرشلال، احسان حدادي، صادق گودرزي و محمد باقري معتمد مدال نقره را به گردن آويختند و كيانوش رستمي، احسان لشگري و كميل قاسمي برنده‌ي نشان برنز در اين مسابقات شدند. تيم ملي كشتي فرنگي ايران با قهرماني در اين رقابت‌ها نام خود را در فهرست افتخارات ورزشي جاودانه كرد. احسان حدادي هم با تلاش شبانه‌روزي خود نخستين نشان تاريخ المپيك براي دو و ميداني ايران را به دست آورد. او مدال نقره‌ي رشته‌ي پرتاب ديسك را بر گردن آويخت، هر چند با اندكي خوش‌اقبالي رنگ اين نشان مي‌توانست طلايي باشد. حضور ايران در المپيك لندن اما خالي از حاشيه هم نبود. پيش از مسابقات اخباري در مورد تعليق برخي از رشته‌هاي ورزشي اين كشور در مسابقات ۲۰۱۲ مطرح شدند. در مراسم افتتاحيه هم حضور رئيس كميته‌ي ملي المپيك جمهوري اسلامي در رژه‌ي ورزشكاران خبرساز شد. "ناداوري‌ها" در حق بوكسور و كشتي‌گير ايراني، "خداحافظي" محمد بنا و حميد سوريان از تيم ملي و شكست پيروزمندانه نوشاد عالميان از قهرمان تنيس روي ميز آلمان و اروپا، در كنار مصدوميت رضا يزداني، آزادكار ايراني، در روز آخر مسابقات، در ذهن علاقه‌مندان به ورزش ايران باقي خواهند ماند. ضمن اين‌كه در اين دوره هم طلسم مدال‌آوري زنان ورزشكار ايراني در المپيك برجا ماند. كارنامه موفق بريتانيا : در اين ميان بريتانيا به خوبي از پس برگزاري مسابقات برآمد. لندن با انديشيدن گسترده‌ترين تدابير امنيتي پس از جنگ جهاني دوم، بزرگ‌ترين رويداد ورزشي جهان را به سلامت از سر گذراند. متروي ۱۵۰ ساله‌ي لندن كه پيش از برگزاري مسابقات از نقاط ضعف ميزبان خوانده مي‌شد، نيز با جابه‌جايي حدود ۵/ ۴ ميليون مسافر در روز در رده‌ي سني سالمندان نشان طلا را به گردن آويخت. برنامه‌ريزي و برگزاري مسابقات هم تحسين چهره‌ها و نهادهاي مختلفي را برانگيخت. به گفته‌ي ژاك روگه، رئيس كميته‌ي بين‌المللي المپيك، دهكده‌اي فوق‌العاده و مدرن‌ترين ورزشگاه‌ها در اختيار ورزشكاران قرار گرفتند. بخش بزرگي از اين موفقيت به حساب لُرد سباستين كو، مسئول برگزاري المپيك ۲۰۱۲ لندن نوشته مي‌شود. با توجه به موفقيت‌هاي ورزشي به‌دست آمده براي بريتانيا، دولت قصد دارد در ۵ سال آينده (تا پس از المپيك تابستاني ۲۰۱۶ ريو دو ژانيرو) بيش از ۲۷/ ۱ ميليارد پوند در ورزش سرمايه‌گذاري كند. سباستين كو به‌عنوان نماينده‌ي ويژه‌ي دولت براي سازماندهي امور برگزيده شده است. او "ساختارهاي منظم"، "ورزشكاران مستعد"، "بهترين مربيان جهان" و "حمايت‌هاي قابل اعتماد" را رمز موفقيت در المپيك مي‌داند. ميزبان در جدول مسابقات نيز عملكرد درخشاني از خود به ثبت رساند. انگلستان با كسب در مجموع ۶5 مدال، بالاتر از روسيه، در مكان سوم جدول مسابقات قرار گرفت. (۲۹ طلا، ۱۷ نقره و ۱۹ برنز). مسئولان ورزشي بريتانيا از پربارترين رقابت ورزشي كشورشان در ۱۰۰ سال گذشته سخن مي‌گويند. موفقيت ورزشكاران بريتانيا در مسابقات لندن فشار رواني سال‌هاي اخير بر مردم بريتانيا را نيز تا حد زيادي به حاشيه رانده است؛ فشارهاي حاصل از حملات تروريستي، بحران مالي، ناآرامي‌هاي اجتماعي و بدهي‌هاي دولتي. مقام‌هاي محلي اميدوارند استاديوم ورزشي المپيك در منطقه‌ي فقيرنشين شرق لندن در سال‌هاي آينده هم به رشد اين منطقه از پايتخت كمك كند. ساخت واحدهاي مسكوني جديد با هدف دميدن روح تازه به اين بخش از پايتخت و سرمايه‌گذاري در ورزش مدارس برنامه‌هاي ديگري هستند كه مقام‌هاي محلي قصد دارند با كمك آن به ورزش كشور روح تازه‌اي بدمند. با دسترسي عمومي به دهكده‌ي برگزاري المپيك ۲۰۱۲ لندن قرار است كودكان شرق لندن در همان استخري شنا بياموزند كه زماني مايكل فلپس آمريكايي آخرين مدال‌هاي المپيكي خود را به چنگ آورد.

 

 

 

هشـت اصـل براي يك زنـدگي عـالي 1. صبح ها كه از خواب بيدار مي شويد، دستگاه عيب سنج و ايرادگير وجودتان را از كار بيندازيد. قول مي دهم؛ خورشيد درخشان تر، پرنده ها خوش آوازتر، مردم مهربان تر و حتي كسب و كارتان پربركت تر خواهد شد. 2. در معادلات زندگي هيچ گاه از علامت منفي استفاده نكنيد، به خاطر داشته باشيد كه تفكر منفي از آن چنان قدرتي برخوردار است كه مي تواند با قرار گرفتن در پشت يك معادله بزرگ زندگي، همه علامت هاي مثبت آن را تغيير داده و مانند خود منفي بسازد. 3. هيچ گاه در گره زدن طناب پاره شده دوستي تعلل به خرج ندهيد، گاهي اوقات غرور بيجا سبب مي شود كه حتي همسران خوب توجهي به گسستگي ريسمان بين خود ننمايند. مطمئن باشيد گره زدن به خاطر كمتر نمودن طول طناب، نزديكي را بيشتر مي كند. 4. آنتن هاي ذهن تان را تنها به سوي ايستگاه هايي تنظيم كنيد كه شبانه روز امواج مثبت پخش مي كند، كاري كنيد كه كاركنان ايستگاه هاي منفي از شدت بيكاري اخراج شوند. 5. دلتان را تبديل به اقيانوسي آرام نماييد نه يك مرداب ناچيز. فكر نمي كنيد حتي تصور اقيانوس هم احساسي از عظمت و پهناوري را در دل ايجاد كند؟ آنها كه دل هايشان مرداب است با كوچك ترين حادثه اي به تلاطم مي افتد، برعكس كساني كه شديدترين گرداب ها و جريان هاي حوادث هم آرامش شان را بر هم نخواهد زد. 6. سعي كنيد قلبي مقاوم داشته باشيد، قلبي كه مقابل گرم و سرد حوادث و ضربه هاي عاطفي همچون ظروف چيني با اندك ضربه اي خرد نشود. 7. تجربه هاي تلخ و شيرين زندگي را مانند يك درس فهميدني بدانيد و نه حفظ كردني، چرا كه مطالب حفظ شده پس از مدت زماني در ذهن پاك مي شوند. 8. همواره مصمم باشيد تا با استفاده از جلا دهنده هايي همچون دعا و نيايش روح و روانتان را پاكي و طراوت بخشيد.

دسته ها :
سه شنبه بیست و چهارم 5 1391 1:53 صبح

 


با تو، همه ي رنگهاي اين سرزمين مرا نوازش مي كند
با تو، آهوان اين صحرا دوستان همبازي من اند
با تو، كوه ها حاميان وفادار خاندان من اند
با تو، زمين گاهواره اي است كه مرا در آغوش خود مي خواباند
و ابر، حريري است كه بر گاهواره ي من كشيده اند
و طناب گاهواره ام را مادرم، كه در پس اين كوه ها همسايه ي ماست در دست خويش دارد

با تو، دريا با من مهرباني مي كند
با تو، سپيده ي هر صبح بر گونه ام بوسه مي زند
با تو، نسيم هر لحظه گيسوانم را شانه مي زند
با تو، من با بهار مي رويم
با تو، من در عطر ياس ها پخش مي شوم
با تو، من در شيره ي هر نبات ميجوشم
با تو، من در هر شكوفه مي شكفم
با تو، من در هر طلوع لبخند ميزنم، در هر تندر فرياد شوق مي كشم، در حلقوم مرغان عاشق مي خوانم و در غلغل چشمه ها مي خندم، در ناي جويباران زمزمه مي كنم
با تو، من در روح طبيعت پنهانم
با تو، من بودن را، زندگي را، شوق را، عشق را، زيبايي را، مهرباني پاك خداوندي را مي نوشم
با تو، من در خلوت اين صحرا، در غربت اين سرزمين، در سكوت اين آسمان، در تنهايي اين بي كسي، غرقه ي فرياد و خروش و جمعيتم، درختان برادران من اند و پرندگان خواهران من اند و گلها كودكان من اند و اندام هر صخره مردي از خويشان من است و نسيم قاصدان بشارت گوي من اند و بوي باران، بوي پونه، بوي خاك، شاخه ها ي شسته، باران خورده، پاك، همه خوش ترين يادهاي من، شيرين ترين يادگارهاي من اند.
بي تو، من رنگهاي اين سرزمين را بيگانه ميبينم
بي تو، رنگهاي اين سرزمين مرا مي آزارند
بي تو، آهوان اين صحرا گرگان هار من اند
بي تو، كوه ها ديوان سياه و زشت خفته اند
بي تو، زمين قبرستان پليد و غبار آلودي است كه مرا در خو به كينه مي فشرد
ابر، كفن سپيدي است كه بر گور خاكي من گسترده اند
و طناب گهواره ام را از دست مادرم ربوده اند و بر گردنم افكنده اند

بي تو، دريا گرگي است كه آهوي معصوم مرا مي بلعد
بي تو، پرندگان اين سرزمين، سايه هاي وحشت اند و ابابيل بلايند
بي تو، سپيده ي هر صبح لبخند نفرت بار دهان جنازه اي است
بي تو، نسيم هر لحظه رنج هاي خفته را در سرم بيدار ميكند
بي تو، من با بهار مي ميرم
بي تو، من در عطر ياس ها مي گريم
بي تو، من در شيره ي هر نبات رنج هنوز بودن را و جراحت روزهايي را كه همچنان زنده خواهم ماند لمس مي كنم
بي تو، من با هر برگ پائيزي مي افتم
بي تو، من در چنگ طبيعت تنها مي خشكم
بي تو، من زندگي را، شوق را، بودن را، عشق را، زيبايي را، مهرباني پاك خداوندي را از ياد مي برم
بي تو، من در خلوت اين صحرا، در غربت اين سرزمين، در سكوت اين آسمان، در تنهايي اين بي كسي، نگهبان سكوتم، حاجب درگه نوميدي، راهب معبد خاموشي، سالك راه فراموشي ها، باغ پژمرده ي پامال زمستانم.
درختان هر كدام خاطره ي رنجي، شبح هر صخره، ابليسي، ديوي، غولي، گنگ وپركينه فروخفته، كمين كرده مرا بر سر راه، باران زمزمه ي گريه در دل من، بوي پونه، پيك و پيغامي نه براي دل من، بوي خاك، تكرار دعوتي براي خفتن من، شاخه هاي غبار گرفته، باد خزاني خورده، پوك، همه تلخ ترين يادهاي من، تلخ ترين يادگارهاي من اند.

 

دسته ها :
شنبه بیست و یکم 5 1391 7:9 بعد از ظهر

خداي عزيز!
به جاي اين كه بگذاري مردم بميرند و مجبور باشي آدماي جديد بيافريني، چرا كساني را كه هستند، حفظ نمي‌كني؟َ
 


خداي عزيز!
شايد هابيل و قابيل اگر هر كدام يك اتاق جداگانه داشتند همديگر را نمي‌كشتند، در مورد من و برادرم كه مؤثر بوده.
 

خداي عزيز!
اگر يكشنبه، مرا توي كليسا تماشا كني، كفش‌هاي جديدم رو بهت نشون مي دم.
 

خداي عزيز!
شرط مي‌بندم خيلي برايت سخت است كه همه آدم‌هاي روي زمين رو دوست داشته باشي. فقط چهار نفر عضو خانواده من هستند ولي من هرگز نمي‌توانم همچين كاري كنم.
 

خداي عزيز!
در مدرسه به ما گفته‌اند كه تو چه كار مي‌كني، اگر تو بري تعطيلات، چه كسي كارهايت را انجام مي‌دهد؟
 

خداي عزيز!
آيا تو واقعاً نامرئي هستي يا اين فقط يك كلك است؟
 

خداي عزيز!
اين حقيقت داره اگر بابام از همان حرف‌هاي زشتي را كه توي بازي بولينگ مي‌زند، تو خانه هم استفاده كند، به بهشت نمي‌رود؟
 

خداي عزيز!
آيا تو واقعاً مي‌خواستي زرافه اين طوري باشه يا اينكه اين يك اتفاق بود؟
 

خداي عزيز!
چه كسي دور كشورها خط مي‌كشد؟
 

خداي عزيز!
من به عروسي رفتم و آن‌ها توي كليسا همديگر را بوسيدند. اين از نظر تو اشكالي نداره؟
 

خداي عزيز!
آيا تو واقعاً منظورت اين بوده كه "نسبت به ديگران همان طور رفتار كن كه آنها نسبت به تو رفتار مي‌كنند؟" اگر اين طور باشد، من بايد حساب برادرم را برسم.
 

خداي عزيز!
به خاطر برادر كوچولويم از تو متشكرم، اما چيزي كه من به خاطرش دعا كرده بودم، يك توله سگ بود.
 

خداي عزيز!
وقتي تمام تعطيلات باران باريد، پدرم خيلي عصباني شد. او چيزهايي درباره‌ات گفت كه از آدم‌ها انتظار نمي‌رود بگويند. به هر حال، اميدوارم به او صدمه‌اي نزني.
 

خداي عزيز!
لطفاً برام يه اسب كوچولو بفرست. من قبلاً هيچ چيز از تو نخواسته بودم. مي‌تواني درباره‌اش پرس و جو كني.
 

خداي عزيز!
من مي‌خواهم وقتي بزرگ شدم، درست مثل بابام باشم. اما نه با اين همه مو در تمام بدنش.
 

خداي عزيز!
برادر من يك موش صحرايي است. تو بايد به اون دم هم مي‌دادي‌ها!
 

خداي عزيز!
فكر مي‌كنم منگنه يكي از بهترين اختراعاتت باشد.
 

خداي عزيز!
من دوست دارم شبيه آن مردي كه در انجيل بود، 900 سال زندگي كنم.
 

خداي عزيز!
فكر نمي‌كنم هيچ كس مي‌توانست خدايي بهتر از تو باشد. مي‌خوام اينو بدوني كه اين حرفو به خاطر اين كه الان تو خدايي، نمي‌زنم.
 

خداي عزيز!
ما خوانده‌ايم كه توماس اديسون نور را اختراع كرد. اما توي كلاس‌هاي ديني يكشنبه‌ها به ما گفتند تو اين كار رو كردي. بنابراين شرط مي‌بندم او فكر تو را دزديده.
 

خداي عزيز!
آدم‌هاي بد به نوح خنديدند و گفتند: "تو احمقي چون روي زمين خشك كشتي مي‌سازي" اما اون زرنگ بود. چون تو رو فراموش نكرد. من هم اگر جاي اون بودم همين كار رو مي‌كردم.
 

خداي عزيز!
لازم نيست نگران من باشي. من هميشه دو طرف خيابان را نگاه مي‌كنم.
 

خداي عزيز!
هيچ فكر نمي‌كردم نارنجي و بنفش به هم بيان. تا وقتي كه غروب خورشيدي رو كه روز سه‌شنبه ساخته بودي ديدم، معركه بود.





دسته ها :
شنبه بیست و یکم 5 1391 3:30 بعد از ظهر
ارزشمند ترين كلمات...

 

 

 

 

 

 سازنده ترين كلمه" گذشت" است... آن را تمرين كن


 پر معني ترين كلمه" ما" است...آن را بكار ببند.


 عميق ترين كلمه "عشق" است... به آن ارج بنه.


 بي رحم ترين كلمه" تنفر" است...از بين ببرش.


 سركش ترين كلمه" هوس" است...بآ آن بازي نكن.


 خود خواهانه ترين كلمه" من" است...از ان حذر كن.


 ناپايدارترين كلمه "خشم" است...ان را فرو ببر.


 بازدارترين كلمه "ترس"است...با آن مقابله كن.


 با نشاط ترين كلمه "كار"است... به آن بپرداز.


 پوچ ترين كلمه "طمع"است... آن را بكش.


 سازنده ترين كلمه "صبر"است... براي داشتنش دعا كن.


 روشن ترين كلمه "اميد" است... به آن اميدوار باش.


 ضعيف ترين كلمه "حسرت"است... آن را نخور.


 تواناترين كلمه "دانش"است... آن را فراگير.


 محكم ترين كلمه "پشتكار"است...آن را داشته باش.


 سمي ترين كلمه "غرور"است... بشكنش.


سست ترين كلمه "شانس"است... به اميد آن نباش.


 شايع ترين كلمه "شهرت"است... دنبالش نرو.


 لطيف ترين كلمه "لبخند"است...آن را حفظ كن.


 حسرت انگيز ترين كلمه "حسادت"است... از آن فاصله بگير.


 ضروري ترين كلمه "تفاهم"است... آن را ايجاد كن.


 سالم ترين كلمه "سلامتي"است... به آن اهميت بده.


 اصلي ترين كلمه "اطمينان"است... به آن اعتماد كن.


 بي احساس ترين كلمه "بي تفاوتي"است... مراقب آن باش.


 دوستانه ترين كلمه "رفاقت"است... از آن سوءاستفاده نكن.


 زيباترين كلمه "راستي"است... با ان روراست باش.


 زشت ترين كلمه "دورويي"است... يك رنگ باش.


 ويرانگرترين كلمه "تمسخر"است... دوست داري با تو چنين كنند؟


 موقرترين كلمه "احترام"است... برايش ارزش قايل شو.


 آرام ترين كلمه "آرامش"است... به آن برس.


 عاقلانه ترين كلمه "احتياط"است... حواست را جمع كن.


 دست و پاگيرترين كلمه "محدوديت"است... اجازه نده مانع پيشرفتت بشود.


 سخت ترين كلمه "غيرممكن"است... وجود ندارد.


 مخرب ترين كلمه "شتابزدگي"است...مواظب پلهاي پشت سرت باش.


 تاريك ترين كلمه "ناداني"است...آن را با نور علم روشن كن.


 كشنده ترين كلمه "اضطراب"است...آن را ناديده بگير.


 صبورترين كلمه "انتظار"است... منتظرش باش.


 بي ارزش ترين كلمه "انتقام"است... بگذاروبگذر.


 ارزشمندترين كلمه "بخشش"است... سعي خود را بكن.


 قشنگ ترين كلمه "خوشروئي"آست... راز زيبائي در آن نهفته است.


تميزترين كلمه "پاكيزگي"است... اصلا سخت نيست.


 رساترين كلمه "وفاداري"است... سر عهدت بمان.


 تنهاترين كلمه "گوشه گيري"است...بدان كه هميشه جمع بهتر از فرد بوده.


 محرك ترين كلمه "هدفمندي"است... زندگي بدون هدف روي آب است.


.... و هدفمندترين كلمه "موفقيت"است... پس پيش به سوي آن.


دسته ها :
شنبه بیست و یکم 5 1391 3:26 بعد از ظهر
X